ماجرای جالب نیکی و بدی در تابلوی لئوناردو داوینچی!

کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.

وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیده ام!" داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم, زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم!می توان گفت: نیکی و بدی یک چهره دارند ؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند.

منبع:dastanak.com

/ 3 نظر / 42 بازدید
ملت بلاگ

با ياري حق تعالي و سپاس از تيم قدرتمند ملت بلاگ و به شکرانه سال اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملي و جهاد مديريتي توانستيم با افتخار سرويسي در خور شأن ملت ايران در جهت هر چه شکوفا شدن فرهنگ غني و بي بديل فارسي زبانان در سراسر دنيا بنا نهيم و به خود مي باليم که ميزبان ملت ايران در امر وبلاگ نويسي هستيم.

حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] سلام دوست گرامي. فرا رسيدن ماه محرم را تسليت عرض ميکنم. اميدوارم در اين ماه و در تمام عمر مورد عنايت حضرت امام حسين(ع) باشيد. موفق و منصور باشيد [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مرجان

سلام عزيزم خوبي؟وب باحالي داري.اگه دوست داري بازديدت بره بالا برو تو اين سايت و تبادل لينک کن.خيلي تاثير داره.من امتحانش کردم. www.vatanlinks.ir